Shade Silent
باز هم تو باز هم یک قهر بچگانه و عاشقانه! اما اینبار این قهر کران نداشت!! بی کران و بی نهایت... با یه عده آدم داریم حرف می زنیم و می خندیم!! ـ خیابون نسبتا خلوته ـ تو با دو نفر رد میشی... کلاه گذاشتی سنگینی نگاتو حس می کنم سعی می کنی نفهمم زل زدی به چشام سعی می کنی نفهمم عاشقی!! می فهمم منم سعی می کنم نفهمی عاشقم نفهمی دیوانه وار نگات می کنم!! می فهمی لبخند می زنی... لبخند تلخ جدایی!! از همون لبخند هایی که - وقتی بهت گفتم تموم - زدی! روزگار غریبی ست!! من می نویسم برای تو و تو می خوانی برای او!! من اشک می ریزم در خلوت خود من دیوانه ام برای تو! و تو قهقهه می زنی از سر دلخوشی و من را دوست خطاب می کنی و نمی دانی چه رنجی می کشم از این تناقض!! و تو در خیال خود آرام و منطقی فکر می کنی و درباره احساسات پاکم به من گوشزد می کنی!! ای زیباترین دلشوره ام و آشفته ترین رویایم تو نمی دانی که من بی تو یک پایان تلخم و بس!! ... .. پ.ن: از دفترچه ی خاطرات محو شده ی ۳ سال گذشته!! پ.ن: یادته یه بار دیگه ام صدات کردم " ای آشفته ترین رویایم و زیبا ترین دلشوره ام" ؟ هنوز برایم همانی... و اینبار تراژدی کنکور و کتاب نخواندن!! اینبار شاید با یه بغل دل تنگی ... .. پ.ن: من همانم... فقط شاید دیگر نخندم!!
| Design By : Night Skin |
