بیا کمی بازی کنیم
بخندیم
و بی خیال این دنیا و آدماش بشیم
آدمایی که فقط به اسم انسان اند
نه بیشتر...
دلم تو رو می خواد
با یه بیشه زار
که بدویم و تو مثه همیشه
سر به سرم بذاری
و من موهامو باز کنم
تا باد لای موهام پر بشه
و موهام جلوی نور خورشید برقصند...
من بخندم
تو بخندی
و خالی باشیم از دنیای اطراف
و پر از احساس
موزیک هم می خواهم
secret garden
دستامو بگیری
و شیطنت های کودکانه به سراغمان بیایند
قهقهه بزنم
منو در آغوش بگیری
و در گوشم
زمزمه کنی: پارمیدای من.. دوستت دارم
و همان جا همه ی دنیا تموم شه...
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 23:43 توسط پارمیدا
|